خلاص بی تو بند است - تاریخ: 1396/1/3 ساعت: 17:03
  اگر از کمند عشـــقت بروم کجا گریزم که خلاص بی تو بندست و حیات بی تو زندان    اگرم نمیپسندی مدهم به دست دشمن که من از تو برنگردم به جفای ناپسندان   "سعدی"
پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می کند - تاریخ: 1396/1/3 ساعت: 17:03
پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می کند بلبل شوقم هوای نغمه خوانی می کند همتم تا میرود ساز غزل گیرد به دست طاقتم اظهار عجز و ناتوانی می کند بلبلی در سینه مینالد هنوزم کاین چمن با خزان هم آشتی و گل فشانی میکند ما به داغ عشقبازی ها نشستیم و هنوز چشم پروین همچنان چشمک پرانی میکند نای ما خاموش ولی این زهره
وقتی که می باری - تاریخ: 1395/12/29 ساعت: 1:53
وقتش رسیده مثل من امروز برداری آن قاب عکس کهنه را از کنج انباری با آستینت خاک هایش را بگیری باز بر نقطه ضعف خاطراتت دست بگذاری دستان من خاکی ست ، قدری گریه کن بانو ! دستم معطر می شود وقتی که می باری دیشب به یادت "گریه ها" را خواندم از اول اصلا کتاب شعر "فاضل" را تو هم داری ؟
همه آرزویم - تاریخ: 1395/12/29 ساعت: 1:53
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویى چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویى؟!   به کسى جمال خود را ننمودهu200fیى و بینم همه جا به هر زبانى، بود از تو گفت و گویى   "فصیح الزمان شیرازى"
کبوتر هایمان - تاریخ: 1395/12/29 ساعت: 1:53
روزی ما دوباره کبوترهایمان را پرواز خواهیم داد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت و من آن روز را انتظار می کشم حتی روزی که نباشم شاملو  
خار اگر بگذارد - تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 5:21
مهره توان برد، مار اگر بگذارد  غنچه توان چید، خار اگر بگذارد  با همه حسرت خوشم به گوشه چشمی  چشم بد روزگار اگر بگذارد ... "فروغی بسطامی"
آتش و آدم - تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 5:21
آتش و آدم ترکیبی نامتجانس است من از میان این آتش گر گرفته در رویاها و عشق ها غیر ممکن است سالم برگردم اندوه بار خواهد بود کاش مثل نان بودم چه زیبا بر می گردد از سفر آتش
گرگ دهن الوده - تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 5:21
تو مرا دریاب - تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 5:21
اگر نام مرا با الماس بنویسند یا ننویسند چه تفاوت؟ . تو مرا بشناس...u200f تو مرا بخوان...u200f تو مرا دریابu200e!u200e u200f"نادر ابراهیمی"u200f
انار - تاریخ: 1395/12/26 ساعت: 0:31
دارد پاییز می رسد ... انار نیستم که برسم به دستهای تو ... برگم پُر از اضطرابِ افتادن ... !!!
دلبر عیار - تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 12:28
در کوی خرابات مرا عشق کشان کرد آن دلبر عیار مرا دید نشان کرد   من در پی آن دلبر عیار برفتم او روی خود آن لحظه ز من باز نهان کرد   من در عجب افتادم از آن قطب یگانه کز یک نظرش جمله وجودم همه جان کرد   ناگاه یک آهو به دو صد رنگ عیان شد کز تابش حسنش مه و خورشید فغان کرد .  مولانا
پژمردن - تاریخ: 1395/12/15 ساعت: 19:23
ره و رسم گردون، دل آزردنست!! شکفته شدن.... بهر پژمردنست! ********
دلیل - تاریخ: 1395/12/13 ساعت: 22:22
ﻫﯿﭻ ﮔﺎﻩ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻫﺎﯼ ﭘﺮ ﺩﻟﯿﻞ ﺭﺍﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ!ﻣﺜﻼ ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ﮐﻪ می گوﯾﻨﺪ:ﻋﺎﺷﻖ ﭼﺸﻤﺎﻧﺶ ﺷﺪﻡ ﯾﺎ ﺩﯾﮕﺮﯼ می گوﯾﺪ:ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﺶ ﯾﺎ ﭼﻪ می داﻧﻢ ﻫﺮﭼﻪ!ﺍﺻﻼ ﻣﻌﻨﯽ ﻧﺪﺍﺭد!ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ می پرﺳﺪ ﭼﺮﺍ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﯼ؟ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﮐﻨﯽ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻧﯽ ﻭ ﺑﮕﻮﯾﯽ:ﭼﻮﻥ "ﺩﻭﺳﺘﺶ دارم"...
عالم تنهایی - تاریخ: 1395/12/13 ساعت: 22:22
تنهایی ام را با تو قسمت میکنم- سهم کمی نیستگسترده تر از عالم تنهایی من عالمی نیستغم آنقدر دارم که میخواهم تمام فصل ها رابر سفره ی رنگین خود بنشانمت بنشین غمی نیستحوای من!برمن مگیر این خود ستانی را که بی شکتنهاتر از من در زمین و آسمانت آدمی نیستآئینه ام را بر دهان تک تک یاران گرفتمتا روشنم شد : در می...
بانگ دریا - تاریخ: 1395/12/13 ساعت: 22:22
سینه باید گشاده چون دریاتا کند نغمه ای چو دریا سازنفسی طاقت آزموده چو موجکه رود صد ره برآید بازتنطوفان کش شکیبندهکه نفرساید از نشیب و فرازبانگ دریادلان چنین خیزدکار هر سینه نیست این آوازهوشنگ ابتهاج 
تا در کجای این پلک خسته - تاریخ: 1395/12/13 ساعت: 22:22
اسیر حس گذر طاووسبر دوشمی بردم گریهشایدنریزم از سر گلبرگتا در کجای پلک این بار خسته اماو در کجاضیافت اگر خوابپایین درهجرس نیستلختی که تکیه داده ام به هر چه که در باد
مهمان خانه مهمان کش - تاریخ: 1395/12/13 ساعت: 22:22
من دلم سخت گرفته است از اینمیهمانخانهی مهمانکش روزش تاریککه به جان هم نشناخته انداخته است:چند تن خواب آلودچند تن ناهموارچند تن ناهشیار... نیما یوشیج
خواب شیرین - تاریخ: 1395/12/13 ساعت: 22:22
عشقنام دیگر تو بودوقتی خواب شیرین داشتن ات رااز سر این فرهاد گرفتیحالا همه ی غروب های دنیاپشت این کوه تنهایی می افتد..میلاد کاشانی 
تیر غیب - تاریخ: 1395/12/13 ساعت: 22:22
مثل گنجشکی که طوفان لانه اش را برده استخاطرم از مرگ تلخ جوجه ها آزرده است هر زمان یادت می افتم مثل قبرستانم وسینه ام سنگ مزار خاطرات مرده است ناسزا گاهی پیام عشق دارد با خودشاین سکوت بی رضایت نه؛ به من برخورده است غیر از آن آیینه هایی که تقعر داشتندتا به حالا هیچ کس کوچک مرا نشمرده است تیر غیب از آس...
فراموشی - تاریخ: 1395/12/13 ساعت: 22:22
گل می رود از بستان بلبل ز چه خاموشیوقت است که دل زین غم بخراشی و بخروشیای مرغ بنال ای مرغ آمد گه نالیدن گل می سپرد ما را دیگر به فراموشیآه ای دل ناخرسند در حسرت یک لبخند خون جگرم تا چند می نوشی و می نوشیمی سوزم و می خندم ، خشنودم و خرسندم تا سوختم چون شمع می خواهی و می کوشیتو آبی و من آتش وصل تو نمی...

برچسب‌های مرتبط

قفسه سينه دمبل | قفسه فلزی | گوید که یارت یار نیست | زمانها در انگلیسی | زمانه سریال | مژه بر هم زدنی | مژه بر هم زدنی فریدون مشیری | قد مژه برهم زدنی | پروانه معصومی | پروانه سلحشوری