آدم برفی - تاریخ: 1395/9/14 ساعت: 19:35
به شانه ام زده ایکه تنهائی ام را تکانده باشی !به چه دلخوش کرده ای ؟!تکاندن برف از شانه های آدم برفی ؟! 
یک تکه آسمان - تاریخ: 1395/9/14 ساعت: 19:35
خسته شده ام توان برایم بفرست دلگیر نشو زمان برایم بفرست نگذار که گوشه ی قفس خاک شوم یک تکه از آسمان برایم بفرست 
نفرین به سفر - تاریخ: 1395/9/14 ساعت: 19:35
ما چون دو دریچه روبروی همآگاه زهر بگو مگوی هم هر روز سلام و پرسش و خنده هر روز قرار روز آینده عمر آینه بهشت، اما…آهبیش از شب و روز تیر و دی کوتاهاکنون دل من شکسته و خسته ستزیرا یکی از دریچه ها بسته ستنه مهر فسون، نه ماه جادو کردنفرین به سفر، که هر چه کرد او کرد
سر گشته - تاریخ: 1395/9/14 ساعت: 19:35
حالا که برا ی تو میسر گشته بگذر دگر از حال من سرگشته تو منظره قشنگ ساحل اما.... هر موج که سمتت آمده برگشته
فانوس ها - تاریخ: 1395/9/14 ساعت: 19:35
خاموش شد چشم تر فانوسها در من سرزد شب انبوهی از کابوسها در من من رود پر آشوب، تو دریای آرامش فانوسها در توست، اقیانوسها در من  من سر به سر کفرم، چه میخواهد دل از جانمجاریست بیشک خون دقیانوسها در من من مریمام وقتی بپیچد موج لبخندتمثل صدای روشن ناقوسها در من خاکسترم زاییده بکر جهنم هاست باید به پا خیز...
چگونه؟ - تاریخ: 1395/9/14 ساعت: 19:35
شیدا تر از این شدن چگونه؟رسوا تر از این شدن چگونه؟  بیهوده به چشم سرمه داریزیبا تر از این شدن چگونه؟     من پلک به دیدن تو بستمبینا تر از این شدن چگونه؟ پنهان شده در تمام ذراتپیدا تر از این شدن چگونه؟    ای با همه، مثل سایه همراهتنها تر از این شدن چگونه؟ عاشق شدم و کسی نفهمیدرسوا تر از این شدن چگونه...
سیاه تر - تاریخ: 1395/9/14 ساعت: 19:35
راستی چشم های تو سیاه تر است یا روزگار من؟
نامه نوشتن چه سود - تاریخ: 1395/9/14 ساعت: 19:35
آب حیات منست خاک سر کوی دوستگر دو جهان خرمیست ما و غم روی دوستولوله در شهر نیست جز شکن زلف یارفتنه در آفاق نیست جز خم ابروی دوستداروی مشتاق چیست زهر ز دست نگارمرهم عشاق چیست زخم ز بازوی دوستدوست به هندوی خود گر بپذیرد مراگوش من و تا به حشر حلقه هندوی دوستگر متفرق شود خاک من اندر جهانباد نیارد ربود گ...
نگاهم - تاریخ: 1395/9/14 ساعت: 19:35
نگاهمدر آینه فرو می ریزدجزیره ایبه زیر آب می روددر ساحل آینه،دستانی کورمالعطر تو را می جویندو پرندگانبودن جزیره رافراموش می کنند. "کیکاووس یاکیده"
به دل سنگ تو از من نرسد آزاری - تاریخ: 1395/9/14 ساعت: 19:35
ای که برداشتی از شانهی موری باریبهتر آن بود که دست از سر من برداری ظاهر آراستهام در هوس وصل، ولیمن پریشانترم از آنم که تو میپنداری هرچه میخواهمت از یاد برم ممکن نیستمن تو را دوست نمیدارم اگر بگذاری موجم و جرأت پیش آمدنم نیست، مگربه دل سنگ تو از من نرسد آزاری بیسبب نیست که پنهان شدهای پشت غبارتو هم ا...
ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد - تاریخ: 1395/9/14 ساعت: 19:34
دیدار یار غایب دانی چه ذوق داردابری که در بیابان بر تشنه ای بباردای بوی آشنایی دانستم از کجاییپیغام وصل جانان پیوند روح داردسودای عشق پختن عقلم نمی پسنددفرمان عقل بردن عشقم نمی گذاردباشد که خود به رحمت یاد آورند ما راور نه کدام قاصد پیغام ما گذاردهم عارفان عاشق دانند حال مسکینگر عارفی بنالد یا عاشقی...
گل من - تاریخ: 1395/9/14 ساعت: 19:34
این همه جلوه و در پرده نهانی گل منوین همه پرده و از جلوه عیانی گل منآن تجلی که به عشق است و جلالست و جمالوآن ندانیم که خود چیست تو آنی گل مناز صلای ازلی تا به سکوت ابدییک دهن وصف تو هردل به زبانی گل مناشک من نامه نویس است و بجز قاصد راهنیست در کوی توام نام رسانی گل منگاه به مهر عروسان بهاری مه منگاه...
آه از این درد که جز مرگ منش درمان نیست - تاریخ: 1395/9/14 ساعت: 19:34
حاصلی از هنر عشق تو جز حرمان نیست آه از این درد که جز مرگ منش درمان نیست این همه رنج کشیدیم و نمی دانستیم که بلاهای وصال تو کم از هجران نیست آنچنان سوخته این خاک بلاکش که دگر انتظار مددی از کرم باران نیست به وفای تو طمع بستم و عمر از کف رفت آن خطا را به حقیقت کم از این تاوان نیست این چه تیغ است که د...

برچسب‌های مرتبط

قفسه سينه دمبل | قفسه فلزی | گوید که یارت یار نیست | زمانها در انگلیسی | زمانه سریال | مژه بر هم زدنی | مژه بر هم زدنی فریدون مشیری | قد مژه برهم زدنی | پروانه معصومی | پروانه سلحشوری