ما چون دو دریچه روبروی هم
آگاه زهر بگو مگوی هم
هر روز سلام و پرسش و خنده
هر روز قرار روز آینده
عمر آینه بهشت، اما…آه
بیش از شب و روز تیر و دی کوتاه
اکنون دل من شکسته و خسته ست
زیرا یکی از دریچه ها بسته ست
نه مهر فسون، نه ماه جادو کرد
نفرین به سفر، که هر چه کرد او کرد
برچسب: نفرین به سفر که هرچه کرد او کرد,نفرین به سفر,نفرین به سفر که هر,
نویسنده: یلدا صمیمی
تاريخ: يکشنبه
14 آذر
1395 ساعت: 19:35