شیشه ی پنجره - تاریخ: 1396/2/25 ساعت: 7:46
هر چه آدم میکشد از خامی دل میکشد - تاریخ: 1396/2/25 ساعت: 7:46
گاه در گُل می پسندد،گاه در گِل میکشد هرچه آدم می کشد، از خامی دل می کشد گاه مثل پیرمردان ساکت است و باوقار، گاه مثل نوعروسان،بی خبرکِل می کشد کجروی های "فُضیل"این نکته را معلوم کرد: عشق حتی بار کج را-هم-به منزل میکشد موجهای بیقرار و گوشماهیها که هیچ، عشق ، گهگاهی نهنگی را به ساحل می کشد! دوست مست و ...
نام تو - تاریخ: 1396/2/25 ساعت: 7:46
این جذبه عاشقی نگر تا چند است نامِ تو شنیدم و دلم خرسند است از نامِ تو شاد میشود دل، آری نامِ تو و نامی که بدان مانند است   "شفیعی کدکنی"
ناژو - تاریخ: 1396/2/25 ساعت: 7:46
دور از گزند و تیررس رعد و برق و باد وز معبر قوافل ایام رهگذر با میوده ی همیشگیش ،سبزی مدام ناژوی سالخورد فرو هشته بال و پر او در جوار خویش دیده ست بارها بس مرغهای مختلف الوان نشسته اند بر بیدهای وحشی و اهلی چنارها پر جست و خیز و بیهوده گو طوطی بهار
با تو انسانم - تاریخ: 1396/2/25 ساعت: 7:46
در زمانی که وفا قصه ی برف به تابستان است و صداقت گل نایابی ست به چه کس باید گفت.... با تو انسانم و خوشبخت ترین.... "مهدی اخوان ثالث"
آیینه فردا - تاریخ: 1396/2/25 ساعت: 7:46
با کمال احتیاج، از خلق استغنا خوش است با دهان خشک مردن بر لب دریا خوش است نیست پروا تلخکامان را ز تلخیهای عشق آب دریا در مذاق ماهی دریا خوش است هر چه رفت از عمر، یاد آن به نیکی میکنند چهرهٔ امروز در آیینهٔ فردا خوش است... صائب تبریزی  
سایه ام - تاریخ: 1396/2/25 ساعت: 7:46
های بانو از صبح تا غروب طول کشید دشتی را شخم زدم تا دفنش کردم بد عادت شده بود گاه جلوتر از من راه میرفت تا به تو برسد سایه ام را میگویم بانو که خواب دیده بود تو به دیدارش آمده ای... کیکاووس یاکیده
جانم بگیر و صحبت جانانه ام ببخش - تاریخ: 1396/2/25 ساعت: 7:46
زینگونهام که در غم غربت شکیب نیست گر سر کنم شکایت هجران غریب نیست جانم بگیر و صحبت جانانهام ببخش کز جان شکیب هست و ز جانان شکیب نیست گمگشتهی دیار محبت کجا رود؟ نام حبیب هست و نشان حبیب نیست ! عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد ای خواجه درد هست ولیکن طبیب نیست ه. الف. سایه
نغمه هم درد - تاریخ: 1396/2/25 ساعت: 7:46
آینه ی خورشید از آن اوج بلند شب رسید از ره و آن آینه ی خرد شده شد پراکنده و در دامن افلاک نشست تشنه ام امشب ، اگر باز خیال لب تو خواب تفرستد و از راه سرابم نبرد کاش از عمر شبی تا به سحر چون مهتاب شبنم زلف تو را نوشم و خوابم نبرد روح من در گرو
این حلاوت که تو داری - تاریخ: 1396/2/25 ساعت: 7:46
این حلاوت که تو داری نه عجب کز دستت عسلــی دوزد و زنار ببندد زنبـــور آن چه در غیبتت ای دوست به من میگذرد نــــــتوانم که حکایت کنم الا به حضــور ""سعدی""
چه بر لیلی گذشت - تاریخ: 1396/2/25 ساعت: 7:46
هـرکــه را دیـــدم ازمـجـنــون و عشـقــش قصــــه گــفـتــــ کــاش مـیـگـفـتند در ایـــن ره      چـه بـرلـیـلـی گـذشـتـــــ . . .
رد پای تو در برف - تاریخ: 1396/2/25 ساعت: 7:46
هیچ برفی را به یاد ندارم جز آن برفی که رد پایت بر آن نقش بست برفی که هنوز سرمایش عمق استخوان هایم را می سوزاند ... ((محمد شیرین زاده))
تو اگر یوسف خود نشناسی - تاریخ: 1396/1/17 ساعت: 20:41
نسبت عشق به من نسبت جان است به تن تو بگو من به تو مشتاق ترم یا تو به من؟ زنده ام بی تو همین قدر که دارم نفسیاز جدایی نتوان گفت به جز آه سخن بعد از این در دل من، شوق رهایی هم نیستاین هم از عاقبت از قفس آزاد شدن وای بر من که در این بازی بی سود و زیانپیش پیمان شکنی چون تو شدم عهد شکن&nbs
زیور ها بیارایی - تاریخ: 1396/1/15 ساعت: 17:18
تو از هر در که باز آیی بدین خوبی و زیبایی دری باشد که از رحمت به روی خلق بگشایی ملامت گوی بیحاصل ترنج از دست نشناسد در آن معرض که چون یوسف جمال از پرده بگشایی به زیورها بیارایند وقتی خوبرویان را تو سیمین تن چنان خوبی که زیورها بیارایی چو بلبل روی گل بیند زبانش در حدیث آید مرا در رویت از حیرت فرو بس
ماه عسل - تاریخ: 1396/1/15 ساعت: 17:18
        غم شیدای شاعر را اگر داند علیخانی...      برد ماه عسل, احسان,مرا سی شب به مهمانی  
نمرودترین آتش - تاریخ: 1396/1/15 ساعت: 17:18
از قرنطینه به تبعید ببر مختاری تو که نمرودترین آتش این بازاری مردم از بس که نمُردم ! کفنم خیس نشد ابر من بر سر چتر چه کسی می باری ؟ تو فقط خاطره ایی باش و به من فکر نکن من خوشم بر لب این پنجره با سیگاری من چه خاکی سر آن خاطره ها بگذارم تو اگر سایه به دیوار کسی بگذاری؟ آه از این وحشت یک عمر به خو
نمی آید چرا؟ - تاریخ: 1396/1/15 ساعت: 17:18
از تفأل های حافظ خستهام ای شهریار "آمدی جانم به قربانت"، نمی آید چرا؟!   امین شاهسواری
رقص گرگ ها - تاریخ: 1396/1/15 ساعت: 17:18
اینجا ضیافت گرگهای وحشی است رقصنده در حوالی مرداب حتی کوچکترین بره گله که یک دمیدن آفتاب بیشتر ندید دندان گرگ اورا درید... رویا یمینی
تو از یادم نخواهی رفت - تاریخ: 1396/1/15 ساعت: 17:18
نوروز من تویی - تاریخ: 1396/1/15 ساعت: 17:18
اندر دل من مها دلافروز توئی یاران هستند لیک دلسوز توئی شادند جهانیان به نوروز و بعید عید من و نوروز من امروز توئی   "مولانا"

برچسب‌های مرتبط

قفسه سينه دمبل | قفسه فلزی | گوید که یارت یار نیست | زمانها در انگلیسی | زمانه سریال | مژه بر هم زدنی | مژه بر هم زدنی فریدون مشیری | قد مژه برهم زدنی | پروانه معصومی | پروانه سلحشوری