بیرون بیا امشب - تاریخ: 1396/4/25 ساعت: 21:24
از خانه بیرون میزنم ، اما کجا امشب ؟شاید تو میخواهی مرا در کوچهها امشبپشت ستون سایهها ، روی درخت شبمیجویم اما نیستی در هیچ جا امشبمیدانم آری نیستی ، اما نمیدانمبیهوده میگردم بدنبالت چرا امشب ؟هرشب تو را بیجستجو مییافتم امانگذاشت بیخوابی بدست آرم تو را امشبها ... سایهای دیدم ، شبیهت نیست
سخت ترین زلزله ها - تاریخ: 1396/4/25 ساعت: 21:24
گفتم بدوم تا تو همه فاصله ها راتا زودتر از واقعه گویم گله ها راچون آینه پیش تو نشستم که ببینیدر من اثرِ سخت ترین زلزله ها راپر نقش تر از فرشِ دلم بافته ای نیستاز بس که گره زد به گره حوصله ها راما تلخیِ "نه" گفتنمان را که شنیدیموقت است بنوشیم از این پس "بله" ها رابگذار ببینیم بر این جغد نشستهیکبار دگ
هم نفسی نیست - تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 11:38
[unable to retrieve full-text content]این زندگی غمزده غیر از قفسی نیست تنها نفسی هست ولی هم نفسی نیست این قدر نپرسید کجا رفت و کی آمد اشعار پراکنده ی من مال کسی نیست مریم حیدر زاده
غروب جمعه - تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 17:26
تمامِ روزهای هفته سر در گم امu200e غروب جمعه که می شودu200e u200eسر از دل تنگی در می آورمu200e! u200e u200eنسترن وثوقی
حادثه - تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 17:26
بیا ببین که مرگ هم حریف ما نمی شودببین که قامت من از حادثه تا نمی شودتو نیستی خدای من، من و تو هر دو بنده ایمفریب سروری مخور، بنده، خدا نمی شودهزار تیر حادثه، کمین گرفته در کمانولی اگر نخواهد او، یکی رها نمی شودوعده ی خوشبختی من، به خواب مانده تا ابدگناه زنده بودنم که بی جزا نمی شودهمیشه مرگ قصه ها،
دو ساعت بعد دفنم - تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 17:26
[unable to retrieve full-text content]تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتم روبروی چشم خود چشمی غزلخوان داشتم حال اگر چه هیچ نذری عهده دارِوصل نیست یک زمان پیشآمدی بودم که امکان داشتم ماجراهایی که با من زیر باران داشتی شعر اگر می شد قریب پنج دیوان داشتم بعد تو بیش از همه فکرم به این مشغول بود من
+++ - تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 17:26
سلام به همه علاقمندان به شعر و ادبیات ایرانی برای شما لحظات خوبی را آرزو مندم و امید وارم از. این وبلاگ لذت ببرید خواهشمندم نظرات خود را دریغ نفرمایید باتشکر» مشاهده کامل شناسنامه» تماس با مدیر
پاکیزه شود طینت هر روز نمازم - تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 17:26
جز روی تو من با صنمی غیر نسازمزین اتش دل یکسره در سوز و گدازمزان قوت عشق تو مگر بار خدایاپاکیزه شود طینت هر روز نمازم... xa0 رشید صید مرادی (0 لایک)
گلم گر نیستی خارم چرایی - تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 17:26
فلـــک در قصــــد آزارم چــــــــرائیگلم گر نیستی خـــارم چـــــــرائیتــــو کــــه باری ز دوشـم بر نداریمیـــــان بار ســـــــربارم چــــــراییxa0بابا طاهر (0 لایک)
بهتر - تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 4:02
مرگ در قاموس ما از بی وفایی بهتر استدر قفس با دوست مردن از رهایی بهتر استxa0قصه ی فرهاد دنیا را گرفت ای پادشاهدل به دست آوردن از کشور گشایی بهتر استتشنگانِ مِهر محتاج ترحم نیستندکوشش بیهوده در عشق از گدایی بهتر استxa0باشد ای عقل معاش اندیش، با معنای عشق -آشنایم کن ولی نا آشنایی بهتر استxa0فهم این رن...
هیچ - تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 4:02
بنگر ز جهان، چه طَرْف بربستم؟ هیچوز حاصل عمر چیست در دستم؟ هیچشمع طربم ولی چو بنشستم، هیچمن جام جمم ولی چو بشکستم، هیچ.xa0 خیام
آه باران - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 18:10
ریشه در اعماق اقیانوس دارد شایداین گیسو پریشان کرده بید وحشی باران یا نه دریائیست گویی واژگونه بر فراز شهر شهر سوگواران هر زمانی که فرو می بارد از حد بیش ریشه در من می دواند پرسشی پیگیر با تشویش رنگ این شبهای وحشت را تواند شست آیا از دل یاران؟ چشم ها و چشمه ها خشکند روشنی ها محو در تاریک
بی تو - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 5:51
سلام به همه علاقمندان به شعر و ادبیات ایرانی برای شما لحظات خوبی را آرزو مندم و امید وارم از. این وبلاگ لذت ببرید خواهشمندم نظرات خود را دریغ نفرمایید باتشکر» مشاهده کامل شناسنامه» تماس با مدیر
تار و پود - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 5:51
تار و پود هستیم بر باد رفت اما نرفتعـاشقی ها از دلـم دیوانگی هـا از سرمشمع لرزان نیستم تا ماند از من اشک سردآتـشــی جــاویــد باشــد در دل خاکـستـــرمسـرکـشـی آمـوخت بخت از یـار یـا آموخت یارشـیـــوه بـازیگــری از طــالــع بــازیـگــــرم؟خــاطـرم را الفتی بـا اهـل عالم نیســت نیســتکـز جهــــانی دیـ
بس زود برفتی - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 5:51
[unable to retrieve full-text content]  ای دیــــر بــدست آمـــده بــس زود بـرفتیآتــش زدی انــدر مــن و چون دود برفتیچـــون آرزوی تنگـــدلان دیـــر رسیــدیچــون دوستی سنگــدلان زود برفتیزان پیش که در باغ وصال تو دل مناز داغ فــراق تـــو بـــر آســود برفتیناگــشته من از بند تــو آزاد بجستینا کـ
سلیمان را جز این تن اهرمن نیست - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 5:51
سلیمان را جز این تن اهرمن نیست سلیمان را جز این تن اهرمن نیستکه جان را دشمن جانی چو تن نیست بود زندان جان خاکی تن ما که زندان مور را غیر از لگن نیست بگیر از خویشتن خود را که در عشق حجاب خویشتن جز خویشتن نیست بکن این گور و بردار این کفن را که این مرده سزای این کفن نیست نهان در خاک کن ما و منی را که د
با تو حرف میزنم - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 5:51
[unable to retrieve full-text content]تنها در خلوت اتاق با هر چیزی می شود حرف زد با میز با دفتر تلفن با گل های شمعدانی با هر چه که هست... اما من دیوانه ام میان این همه هست با تو حرف می زنم که نیستی ... "مهتاب یغما"
نرده پنجره ها میله زندان شده است - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 5:51
این مهم نیست که دل تازه مسلمان شده استکـــه بـــه عشق تو قمــــر قاری قرآن شده استمثــل من باغچـــــه ی خانــه هم از دوری تــــوبس که غم خورده و لاغر شده گلدان شده استبس کـــه هر تکــه ی آن با هوسی رفت ، دلمنسخه ی دیگری از نقشه ی ایران شده استبی شک آن شیخ که از چشم تو منعم می کردخبـــــر از آمدنت دا
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 5:51
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتمشوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم ! در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی
به کجا برم... - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 5:51
سلام به همه علاقمندان به شعر و ادبیات ایرانی برای شما لحظات خوبی را آرزو مندم و امید وارم از. این وبلاگ لذت ببرید خواهشمندم نظرات خود را دریغ نفرمایید باتشکر» مشاهده کامل شناسنامه» تماس با مدیر

برچسب‌های مرتبط

قفسه سينه دمبل | قفسه فلزی | گوید که یارت یار نیست | زمانها در انگلیسی | زمانه سریال | مژه بر هم زدنی | مژه بر هم زدنی فریدون مشیری | قد مژه برهم زدنی | پروانه معصومی | پروانه سلحشوری