امتحان | بلاگ

امتحان

تعرفه تبلیغات در سایت

امتحان، برگه خالی، دو سه خط شعر سپید
و نگاری که سریع برگه ی خود داد و دوید

دو سه تا صندلی، آنور ترِٕ من بود گلم
هر چه خواندم به نگاهی همه از یاد پرید

سبزی رنگِ لباسش به کنار ، اما خب
طرحِ روی خشنش فتنه ای می داد نوید

دست من نیست اگر شاعر جانی شده ام
میفشانم به رخ هر غزل اینبار اسید !

چون که من اشک به پای غزلم ریخته ام
ولی او کل غزل را به نگاهی نخرید !

دوستی، عشق ؛ دو تا جمله نامأنوسند
گر چه گفتست معین و خود فرهنگ عمید

گفته اند در کتب عشق همه ی عاشق ها
میکنند جمله آنان همه تأکید اکید:

میشود پیر، جوانی که غم از دل دارد
هر کسی ذره ای از عشق نگاری بچشید ...

امتحان,...
نویسنده : بازدید : 8 تاريخ : چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 0:31