سفر - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 14:05
تو سفر خواهی کردبا دو چشم مطمئن تر از نوربا دو دست راستگو تر از همه ی اینه هاخواب دریای خزر رابه شب چشمانت می بخشمموج ها زیر پایت همه قایق هستندماسه ها در قدمت می رقصندمن ترا در همه ی اینه ها می بینمروبرو، در خورشیدپشت سر، شب در ماهمن تو را تا جایی خواهم بردکه صدایی از جنگو خبرهایی کذایی از ماهلحظه ...
غصه تنهایی - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 14:05
_____8888888888____________________ ____888888888888888_________________ __888888822222228888________________ _88888822222222288888_______________ 888888222222222228888822228888______ 888882222222222222288222222222888___ 8888822222222222222222222222222288__ _8888822222222222222222222222222_88_ __888...
احوال دل - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 14:05
احوال دل، آن زلف دوتا داند و منراز دل غنچه را، صبا داند و منبی من تو چگونه ای، ندانم امامن بی تو در آتشم، خدا داند و من "رهی معیری"
دوش میآمد و رخساره برافروخته بود - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 14:05
دوش میآمد و رخساره برافروخته بود تا کجا باز دل غمزدهای سوخته بود رسم عاشق کشی و شیوه شهرآشوبی جامهای بود که بر قامت او دوخته بود جان عشاق سپند رخ خود میدانست و آتش چهره بدین کار برافروخته بود گر چه میگفت که زارت بکشم میدیدم که نهانش نظری با من دلسوخته بود کفر زلفش ره دین میزد و آن سنگین دل در پی اش ...
نیست تو را - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 14:05
ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تو را خبر از سرزنش خار جفا نیست تو را رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست تو را التفاتی به اسیران بلا نیست تو را ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست تو را با اسیر غم خود رحم چرا نیست تو را
امید ثمر - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 14:05
گر نخل وفا بر ندهد چشم تری هست تا ریشه در آب است امید ثمری هست هر چند رسد آیت یاس از در و دیوار بر بام و در دوست پریشان نظری هست چندین به پریشانی آن طره چه نازی در زلف تو از زلف تو آشفته تری هست منکر نشوی گر به غلط دم زنم از عشق این نشئه مرا گر نبود با دگری هست آن دل که پریشان شود از ناله ی بلبل در ...
غضه تنهایی - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 14:05
گرچه چشمان تو جز در پی زیبایی نیست دل بکن!آینه این قدر تماشایی نیست حاصل خیره در آیینه شدن ها آیا دو برابر شدن غصه تنهایی نیست؟! بی سبب تا لب دریا مکشان قایق را قایقت را بشکن!روح تو دریایی نیست آه در آینه تنها کدرت خواهد کرد آه! دیگر دمت ای دوست مسیحایی نیست آنکه یک عمر به شوق تو در این کوچه نشست حا...
روز ها - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 14:05
کاش می شدروزها را در قلکی پس انداز کردتا ابدیت ببایدُ بگذردآن وقتهمه رامن با تو سر می کردم !
جز رنج سفر از قفسی تا قفسی نیست - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 14:05
برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیست گویی همه خوابند ، کسی را به کسی نیست آزادی و پرواز از آن خاک به این خاک جز رنج سفر از قفسی تا قفسی نیست این قافله از قافله سالار خراب است اینجا خبر از پیش رو و باز پسی نیست تا آئینه رفتم که بگیرم خبر از خویش دیدم که در آن آئینه هم جز تو کسی نیست من در پی خویشم ، به...
چون که تقدیر چنین است چه تدبیر کنم - تاریخ: 1396/9/26 ساعت: 19:15
صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنمتا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنودمگرش هم ز سر زلف تو زنجیر کنم آن چه در مدت هجر تو کشیدم هیهاتدر یکی نامه محال است که تحریر کنم با سر زلف تو مجموع پریشانی خودکو مجالی که سراسر همه تقریر کنم آن زمان کآرزوی دیدن جانم باشددر نظر نقش رخ خوب ت...
دولت بخت - تاریخ: 1396/7/18 ساعت: 7:00
جمعه 14 مهر 1396 ساعت 10:43 ای صاحب مال، فضل کن بر درویش گر فضل خدای میشناسی بر خویش نیکویی کن که مردم نیکاندیش از دولت بختش همه نیک آید پیش سعدی
کجاست - تاریخ: 1396/7/18 ساعت: 7:00
جمعه 14 مهر 1396 ساعت 10:46 در همــه عالم وفاداری کجاســتغم به خروارست غمخواری کجاستدرد دل چندان کـــه گنجــــد در ضمیـــرحاصلســـت از عشــق دلداری کجاست گــــر به گـیتـــی
گمان کردم تویی - تاریخ: 1396/7/9 ساعت: 10:08
نه - تاریخ: 1396/7/9 ساعت: 10:08
من خود دلم از مهر تو لرزید ,وگرنهتیرم به خطا می رود اما به هدر,نه!دل خون شده وصلم و لب های تو سرخ استسرخ است ولی سرخ تر از خون جگر ,نهبا هرکه توانسته کنار آمده دنیابا اهل هنر؟آری! با اهل
شاد زی - تاریخ: 1396/7/9 ساعت: 10:08
شاد زی با سیاه چشمان، شادکه جهان نیست جز فسانه و بادزآمده شادمان بباید بودوز گذشته نکرد باید یادمن و آن جعد موی غالیه بویمن و آن ماهروی حورنژادنیک بخت آن کسی که داد و بخوردشوربخت آن که ا
دلم در بر نمی گنجد - تاریخ: 1396/7/9 ساعت: 10:08
من امروز، از میی مستم، که در ساغر نمیگنجدچنان شادم، که از شادی، دلم در بر نمیگنجدز سودایت برون کردم، کلاه خواجگی، از سربه سودایت که این افسر، مرا در سر، نمیگنجدبران بودم که بنویسم، مط
نغمه ی هم درد - تاریخ: 1396/7/9 ساعت: 10:08
آینه ی خورشید از آن اوج بلندشب رسید از ره و آن آینه ی خرد شدهشد پراکنده و در دامن افلاک نشستتشنه ام امشب ، اگر باز خیال لب توخواب نفرستد و از راه سرابم نبرد کاش از عمر شبی تا به سحر چون
اندوه - تاریخ: 1396/7/9 ساعت: 10:08
نه چراغ چشم گرگی پیرنه نفسهای غریب کاروانی خسته و گمراه مانده دشت بیکران خلوت و خاموش زیر بارانی که ساعتهاست می بارددر شب دیوانه ی غمگینکه چو دشت او هم دل افسرده ای دارددر شب دیوانه ی غم
بی اختیار - تاریخ: 1396/7/9 ساعت: 10:08
از برای خاطر اغیار خوارم میکنیمن چه کردم کاینچنین بی اعتبارم میکنی؟ روزگاری آنچه با من کرد استغنای توگر بگویم گریه ها بر روزگارم میکنی گر نمیایم به سوی بزمت از شرمندگی استزانکه هر دم پیش جمعی شرمسارم میکنی گر بدانی حال من، گریان شوی بی اختیارای که منع گریه ی بی اختیارم میکنی گفته ای، تدبیر کارت میکن...
زنجیر - تاریخ: 1396/7/6 ساعت: 20:57
بر میان دامن زدن بینند و چابک رفتنش تا چو من افتادهای نا گه بگیرد دامنشمرغ فارغ بال بودم در هوای عافیتاز کمین برخاست ناگه غمزهٔ صید افکنشعشق لیلی سخت زنجیریست مجنون آزمااین کسی داند که

برچسب‌های محبوب

گل من | نامه نوشتن چه سود | نفرین به سفر | یک تکه آسمان