
چه شب بدی است امشب، که ستاره سو نداردگل کاغذی است شب بو، که بهار و بو نداردچه شده است ماه ما را، که خلاف آن شب، امشبز جمال و جلوه افتاده و رنگ بو ندارد؟به هوای مهربانی، ز تو کرده روی و هرگزبه عتاب و مهربانی، دلم از تو خبر نداردز کرشمه ی زلالت، ره منزلی نشان دهبه کسی که بی تو راهی، سوی هیچ سو ندارددل من اگر تو جامش، ندهی ز مهر، چارهبه جز آن که سنگ کوبد، به سر سبو نداردبه کسی که با تو هر شب، ه...
ادامه مطلب